باب و فرضيه بطلميوسي
بسم الله الرحمن الرحيم
آيا آموزه هاي باب در زمان خويش مترقي بود؟
قسمت هشتم
جناب باب و تاييد نظريه افلاك بطلميوسي
ابتدا جالب است مطلب مختصر زير را مطالعه بفرماييد :
ستارگان آسمان به دو دسته تقسيم مى شوند:
1. سيّارات: كه داراى حركات و اوضاع مختلف در ديد ما بوده و حالاتشان يكنواخت نيست. يعنى هميشه فاصله و نسبت آنها با ساير ستارگان، يكسان نيست و دائماً در تغيير است. فقط 5 عدد از اين سياره ها را مى توان با چشم ديد.
2. ثوابت: كه داراى وضع ثابتى از نظر ديد ما بوده و حركت آنها يكنواخت است.
اين نوع از ستارگان را در نگاه اول به قنديل هايى كه به سقف متحرك بزرگى كوبيده باشند، تشبيه كرده اند.
براى شناسايى كامل اين دو دسته از ستارگان، چند شب متوالى، با حوصله و دقت، آسمان را تماشا كنيد; هر ستاره اى كه به شما چشمك مى زند و مانند اين است كه پى در پى، نورش ضعيف و قوى مى گردد از ثوابت است و هر ستاره اى كه در يك حالت، ثابت است و مانند اين است كه خيره خيره به شما نگاه مى كند از سيارات است. علت اين تفاوت، دورى ثوابت و نزديكى سيّارات مى باشد.
نظريه بطلميوس ( 1 )
اين دانشمند براى توجيه وضع عالم بالا نظريه «افلاك نه گانه» را اظهار داشت. و گفت: «زمين مركز عالم است و هر يك از ستارگان در وسط فلك شفافى قرار گرفته، همراه آن به دور زمين مى گردند.» طرز قرار گرفتن افلاك نه گانه به ترتيب زير است.
1ـ فلك ماه
2ـ فلك عطارد
3ـ فلك زهره
4ـ فلك خورشيد
5ـ فلك مريخ
6ـ فلك مشترى
7ـ فلك زحل
8ـ فلك ثوابت ( 2 )
9ـ فلك الافلاك (اطلس) ( 3 )
بطلميوس معتقد بود كه: «هر يك از افلاك نه گانه به غير از فلك نهم داراى حركت مخصوصى بوده و هر كدام طى ساليان متمادى، يك دور به دور كره زمين مى گردند و فلك نهم (فلك اطلس) با حركت سريع و شبانه روزى
1- بطلميوس betlimous(90-168م) صاحب هيئت معروف است كه پس از تحقيقات كپلر و كپرنيك منقرض شد. 2. بنا به عقيده بطلميوس، تمام ستارگان ثوابت در اين فلك جاى دارند. 3. هيچ ستاره اى در آن وجود ندارد و به همين جهت آن را فلك اطلس نام نهادند. تنها زحمتى كه بطلميوس به دوش اين فلك گذارده بود، حركت شبانه روزى عالم بود.
بنقل از :
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=19667&BookID=16314&PageIndex=30&Language=1
افرادي كه اعتقاد دارند باب صاحب علم لدني است و مظهر الهي صاحب عصمت كبري مي باشد مي توانند نظر خويش را در باره اعتقاد باب مبني بر صحت عقيده به افلاك را بيان كنند ؟ مخصوصا مقداري راجع به فلك اطلس كه در اين مدرك خواهد آمد توضيحي دهند تا شايد خوانندگان محترم معني اين جمله را بيشتر درك كنند كه آيا واقعا جناب باب صاحب انديشه متمدنانه بود ؟ آيا بنا به اعتراف خود جناب عبد البهاء در مفاوضات اسلام در 1400 سال پيش آموزه هايش نافي نظريه بطلميوس بوده حال اين مظهر جديد و مدعي الوهيت و خدائي اطلاعي راجع به كيفيت خلق مخلوقين خويش ندارد ؟
در حالي كه قرنها قبل از جناب باب حضرت آقاي گاليله به پوچ بودن فرضيه بطلميوس قائل بود و بر سر اين ادعا نزديك بود جان خويش را از دست بدهد چنانچه در تاريخ آمده است :
در سال ۱۶۱۰ انتشار یافتههای علمی وی در تائید نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید باعث شد تا وی از سوی کلیسا مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گیرد. این نظریه مخالف نص کتاب مقدس بود و از سویی با نظریات ارسطو که کلیسا حامی آن بود همخوانی نداشت. وی مجبور به امضای توبه نامهای با این مضمون شد:
در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمدهام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای واهی حرکت زمین را انکار میکنم و آنرا منفور و مطرود مینمایم.[۳]
وی شش سال بعد رسما از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سالها بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار میگرفت. سرانجام گالیله علیرغم اعتقاد درونی اش، مجبور شد اعتراف کند که نظریه ارسطو درست است و زمین مرکز جهان است.
توضيح بيش از اين موجب خجلت عرش نشينان بيت العدل خواهد شد و من راضي به خجالت اين بزرگواران نيستم لطفا سند زير را مطالعه كنيد و به روح گاليله يك الله ابهي نثار نماييد
به اميد ديدار در شبها بعد
بيان فارسي ص 38
موضوع فعاليت اين صفحه پيرامون مهدويت و مدعيان قائميت و بابيت و بهائيت مي باشد