من و برادر فريبا كمال آبادي ( فرزان كمال آبادي )
بعد از اینکه جناب روح الله طائفی فردی را که باعث آشنائی من و وی شده بود بدون هیچ درنگی از جلسات ایقان خود اخراج کرد در پی آن دستور داد تا تمام رفقای این بانو با وی قطع ارتباط کنند این بریدن عاطفی ضربه سختی بر وی وارد کرد تا جائی که بین شاگردان وی قصه من و مناظره ام و در ماندگی طائفی در بین شاگردان وی پیچید البته در این میان بعضی از شاگردان طائفی علی رغم فرمان ایشان باز با وی ارتباط داشتند و به لطف خدای متعال افراد قابل توجهی با این حقیر تماس گرفتند و من اطلاعات خویش را در اختیار ایشان قرار دادم و موثر هم واقع شد .
نکته جالب توجه برای شاگردان ایشان این بود که چطور آقای طائفی از نیرو های امنیتی هیچ ترسی ندارد و آماده است هر لحظه وی را نیز مانند همسرش فریبا کمال آبادی دستگیر کنند و ظاهرا عمدا ایشان بشکل انتحاری در منزل خودش هر شب برنامه دارد و بگونه ای فعالیت می کند تا نیرو های امنیتی تحریک شوند و وی را دستگیر کنند تا این حرکت عاملی مضاعف برای مظلوم نمائی و سپس همان تئوری مظلومیت دلیل بر حقانیت جاری شود اما این بار آقای طائفی مانند شب پره که با دیدن نور بسوی تاریکی فرار می کند نام حسن ارشاد ( ناصر الدین ) برایش حکم بسم الله برای جن شده بوده لذا به هیچ وجه حاضر به اینکه وی در برابر شاگردانش با من روبرو شود نبود .
یک روز تلفن به صدا در آمد و یکی از شاگردان طائفی با این حقیر تماس گرفت و به من اعلام کرد ظاهرا برادر زن آقای طائفی فردی به نام فرزان کمال آبادی تازه از چین به ایران آمده و ذکر خیر شما نزد طائفی به میان آمد و ایشان مشتاق شده است تا با شما گفتگوئی داشته باشد .
من نیز با استقبال از این گفتگو آمادگی خود را اعلام کردم و دو ساعت بعد ایشان بهمراه فرزان کمال آبادی به منزل این حقیر آمدند و بنده افتخار میزبانیشان را پیدا کردم .
هنگامی که ایشان وارد اطاق سه در چهار کار این حقیر شدند و مجموعه آثار امری را مشاهده کردند مات و مبهوت گردیدند مخصوصا عموم آثار باب که با نقد های در حاشیه آن برخورد کردند خود اذعان کرد که باید از این حقیر بیاموزد و فقط جهت آموختن قدم رنجه فرموده اند البته این حقیر تعارفات را حمل بر شکسته نفسی ایشان قلمداد کردم و باب گفتگو میان بنده و ایشان باز شد .
مطالب جالب توجهی میان ما رد و بدل شد که خود نگاشته ای جدا طلب می کند که در فرصتی دیگر خدمت شما خوانندگان محترم انشاء الله تقدیم خواهم کرد اما چند نکته توجه من را جلب کرد :
اولین نکته این بود که ایشان حدود سی سال در چین در تشکیلات بهائی مشغول فعالیت هستند و در این میان یک جلد اثر تبلیغی امری نفیسی که بشکل گالینگور و در اوراق گلاسه چاپ شده بود را به رسم امانت به حقیر مرحمت نمودند تا نمونه آثار امری به چینی را مشاهده کنم .
نکته دیگر که برای ایشان جلب توجه نموده بود نوع تحقیقات بنده در آثار امری بود تا جائی که ایشان مطرح کرد به این شکل سیستماتیک حتی در بیت العدل هم آثار امری گرد آوری نشده است البته پس از گفتگوهائی که بیشتر کلی بود اصلا ایشان وارد مطالب علمی نشدند زیرا نوع کارهای علمی این حقیر بگونه ای بود که ایشان اذعان کرد باید بیاموزد و اصلا قصد مناظره و بحث را ندارد لذا این عمل ایشان موجب تعجب شاگرد طائفی گردید
البته ایشان مطرح کرد که دو روز دیگر به چین می رود و در اولین سفرش به ایران مستقیم به منزل این حقیر خواهد آمد و مشتاقانه لحظه شماری می کند تا از تجربیات و مطالعات این حقیر استفاده کند البته ایشان رفتند که رفتند الان هم حدود دو سال از آن تاریخ طی شده و بنده منتظر آمدن ایشان .
موضوع فعاليت اين صفحه پيرامون مهدويت و مدعيان قائميت و بابيت و بهائيت مي باشد